تو را از میان تمامی ِ دختران فصل ها از خزر تا خلیج از جلگه ی عشق_ریز خوزستانی ام تا فلات قلب اناری ات به چله ی بختم کشانده ام که یلدای دلبرانه ی کرانه ی پاییزی ام باشی که مادرم را در سفره ی " ما " شدنمان به لبخند دعوت کنی که که که بیابی و بیاید این لکنت واره ی آسیب به اناری تبدیل شود و ترک بخورد بوسه ی لب فرو بسته ی لبم روی درشت دانه های احساست #علی_سعیدی_بینوا اشعار سپید یلدا #دلنوشته_شب_یلدایی اناری منبع
درباره این سایت